آدم هایی که شرف ندارن
دروغ میگن.
آدم هایی دروغ میگن که
شرف ندارن.
آدمی که شرف نداره
دروغ گوهستند.
دروغ گوها
بی شرفند.
آدم های بی شرف
پست هستن.
آدم های پست
از سگ کمترند.
حالا ببین دروغ گو ها
چی هستند.
آتش گرفتم
چنان که
سیاوش
هم گذر کند
گلستان
نمی شوم.
۱. ای که سر پنهان می کنی
بر زیر برف
ظلم می آید ار آسمان
بر روی تن.
.............................................................
۲. سگ ها هم هدایت می شوند
اگر،
با آن ها صادق باشی.
...........................................................
۳.تولدم مبارک.
این هم ۲۴ سالگی هیچ طعم خاصی ندارد.
می روم از این سرزمین با پیر هنی که یقه دارد
و یقه اش پر است از چرک ایمان .......
به
تمام گرافیست ها
بگویید :
لطفا با دست یک خط راست و صاف
بکشید.
پ.ن ۱:از وبلاگ هرچی بسیار سپاسگذارم نقد شما عالی.
پ.ن ۲:کانون وبلاگ نویسان مبارک باشه. بنده رسما از طرف
کاهو سکنجبین دعوت شدم. آزاد شدم به شما می پیوندم.
پ.ن ۳ :چقدر ور می زنیم که زر نزنیم.
حرف بزن...
تا
فالش شود
نت های منظم
هارمونی دنیا...
مهره های دلمان
بر صفحه ی زندگی،
من و تو
ما
شدیم،
مثل:
" بالی برای پرواز "
و من،
معشوقه ای دارم/
که پرزهای زبانش نارنجی ست/
و وقتی با من حرف می زند
با زبانش/
برای من شال می بافد.
آری/
معشو قه ای که رگ های
دستانش آبی ست/
و وقتی /
مرا لمس می کند/
برای من ژاکت می بافد.
پ.ن ۱ :من بد قول نیستم. بلاگفا خراب بود.
پ.ن ۲:اردیبهشت ۲۱ . تولد وبلاگ و مادرم. مبارک.
پ.ن۳ :سرم واقعا شلوغه. امروز تهران بودم. سر در ۵۰ تومانی. بازبینی کار جدید " اعترافات انگشت ۱۱ "
در شهر من ،
فاحشه خانه ی کوچکی بود،
که درب آن را بستند.
.
.
اکنون شهر من،
فاحشه خانه ی بزرگی است....
من،
پر از واقعه و تعزیه ام.
چه کسی می خواهدمرا،
تعزیه گردان
باشد....
هر کار که در جهان میسر گردد
هر گاه به پایان رسد،ابتر گردد
نیکو نبود هیچ مرادی به کمال
چون صفحه تمام شد، ورق برگردد.
پ.ن: یه چیزی ،خیلی خری.
پ.ن ۲ :صفحه خیلی وقت تمام شده.
پ.ن ۳: تیغ هست،رگ هست ،ولی یه نفر نمی ذاره . وگر نه ...
دم
همه ی
اونهایی
که
تو خونه تکونی
دلشون
ما را
دور نداختن
گرم.
ما هم قول میدیم :
" زیاد جا نگیریم ".
سال نو مبارک.
اسطوره گیمان
خیالی ست
در
فرارمان.
در ذهن چه پرورانده ایی،
با پاهای حنایی رنگت.
موهای حنا بسته ات.
دست های پینه دارت.
چه می بینی؟
در پس این دل زنگار یافته.
با دو چشمی که سو سو می زند بر چار در.
تا خبر رسد از پسری که رفته است،
به جنگ؟
نه او مرا می کشد
نه من می توانم او را بکشم
اینست :
که سال ها با خدای خود
دوئل می کنم.
دام گستراند
چون فرش
حلقه،حلقه
گیسوانش را
در زیر پاهایم
ومن
سال هاست
پا در هوا
معلق ام.
نمی دانم کسی
در تنهایش می اندیشد به اسب سپید؟
آسمان خالیست
شاید از یاد برده ایم درخشش ستارگان را
بارش را
اما من مدت هاست که بی اراده
به معجزه
می اندیشم.
الناس هالکون الا العالمون:
همه نابود می شوند جز دانایان /
و العالمون هالکون الا العاملون:
همه دانایان نابود می شوند جز عمل کنندگان/
و العاملون هالکون الا مخلصون:
همه عمل کنندگان نابود می شوند جز مخلصان /
و المخلصون فی خطر عظیم.
و مخلصان سخت در خطرند.
از من به من
نزدیک تر ،
تو .
از تو به تو
نزدیک تر ،
من .
من ،
" میم " ش ، مادر.
" نون " ش ، نان آور.
کیست نان آور؟
آنکه با اسب در باران آمد.
در باران آمد، چه داد؟
آب ، داد.
نان ، داد.
با با ؟
دق کردم ،
از گرسنگی.
هر روز ،
خود خوری.
پشت و رو شدم.
کی زایمان می کنیم.
بهشتی
وجود ندارد
وقتی،
پای مادری وسط نیست.
خلسه.
برای فتح می آیم
بگشای آغوش
تا گرد تو را
گردم
تا مست شوم
پا بوس.
در آینه هر روز:
پدر را می بینم:
ماشینی،کاری،باری،خستگی،آری/
مادر را :
پختنی،رفتنی،بندی،رختی،آری/
خواهر را :
کیفی،آرایشی،دلی،عشقی،آری/
برادر را:
سیگاری،الواتی،بیکاری،بی آری،آری/
مادر بزرگ را:
دعایی،نمازی،سلامی،کلامی،آری/
همه را می بینم،خودم را نه.
آینه یی،شکستنی،نه...
طعم سیب می دادی
طمع کردم برای:
خوردنت.
تب کردم،
از طعم تند
بوسه های لبت.
تقد یم به شعر " مجنو ن " او.}
جنگ
خسرو و فرهاد
شیرین
بود.
+ خونه- منتظر من نیست.
ـ خونه- منتظر تو نیست.
*خونه- منتظر ما نیست.
"هیچ خونه ایی ـ منتظر کسی نیست "
فقط این صاحب خونه هاـ هستن که انتظار می کشن.
+ اگر صاحب خونه ها می دونستن که از
پشت این پنجره ها،
ماشین ها،
درخت ها،
مردم،
یا زندگی چه خبره؟
حتما کرایه خونه هاشون رو بالا می بردند.
٪۱۰۰ نمی دونن پشت این پنجره ها چه خبره؟
ـ با لا خره خونه گرفتم.یک میلیون و نیم پیش با اجاره ماهی ۱۶۵ هزار تومان.
اسفیگمو گراف های عز یز و شوک ناگها نی ا تفاق افتاده ،تا اطلا ع ثا نوی درب ا ین وبلا گ تخته می شود. }.
حذف شد...
*محتاج دعا *.
برای هاشم بود
ولی...
حذف شد...
بنشین.
بنشین،بر سر این سفره
که، این سفره نمکدانش نیست،
"تا تو آن را شکنی".